چگونه از نظر روانی با قرنطینه کنار بیاییم؟

به گزارش خانه انگلیسی، روزنامه همشهری - عیسی محمدی: می دانیم که این روز ها غالب شما مردم عزیز و نازنین، درگیر قرنطینه و خانه مانی هستید. می دانیم که البته خیلی های دیگر هم ترجیح داده اند به زندگی عادی شان برگردند که حالا بحث ما ربطی به این موضوع ندارد. این کرونایی که داریم می بینیم، ظاهراً تا مدت ها با ماست و باید با آن کنار بیاییم. یکی از چیز های مهمی که باید با آن کنار بیاییم، بحث خانه مانی است.

چگونه از نظر روانی با قرنطینه کنار بیاییم؟

همان قرنطینه اختیاری و در خانه ماندن و. همین چند وقت پیش بود که نهادی تحقیقاتی بیان کرد که طی این مدت، اختلافات زوجین سه برابر شده. با بیشتر اطرافیان هم که صحبت می کنیم، می بینیم که مشکل اصلی شان با گذراندن این روزهاست؛ نه با خود قرنطینه. اینکه چطور این روز ها را بگذرانند. باز هم مشکل اصلی، مشکل ذهنی این افراد است؛ چون ذهن ما عادت به این همه تعطیلات بی هدف نداشته است. این مقاله شاید کمی به این شرایط یاری کند. چرا که نه؟

کتاب کمتر دیده شده دیل کارنگی

در دنیای توسعه فردی و کتاب های خودیاری، فردی وجود دارد به اسم دیل کارنگی که بسیار معروف است. گروهی او را پدر علم موفقیت و خودیاری می دانند. معروف ترین کتاب های او را باید آیین سخنرانی و آیین دوست یابی بدانیم. البته کارنگی یک کتاب خیلی خوب دیگر هم دارد؛ آیین زندگی. در این کتاب نکته های بدیع و فوق العاده ای مطرح شده است که شاید بخشی از آن ها بتواند به درد این روز های شما بخورد. یکی از مباحث مهمی که در این کتاب مطرح می گردد، نگرانی و راه های مقابله با آن است.

این روز ها ما هم در این قرنطینه هایی که داریم، نگرانی های زیادی را تجربه می کنیم؛ نگرانی از شرایط آینده، نگرانی از سلامتی، نگرانی از اینکه اگر بیمار شویم چه کنیم، نگرانی از کم شدن یا نشدن ارزاق عمومی، نگرانی از دوری از اقوام و دوستان و نگرانی از ورشکستگی های احتمالی و از دست دادن کار. همینطور لیست را دنبال کنید به کلی نگرانی ریز و درشت دیگر هم می رسید.

به واقع این نگرانی ها هستند که در این قرنطینه های اختیاری، دارند ما را از پای در می آورند. اما در این شرایط، که هم باید داخل خانه باشیم و هم باید نگران نباشیم، چطور می توانیم نگران نباشیم؟ دیل کارنگی با توجه به پژوهش هایی که در زمان خودش اجرا شده بود و با توجه به تجربیات دیگران، به نکته های جالبی اشاره نموده است که مرور می کنیم.

اشتغال درمانی چیست؟

کارنگی از رویکردی به اسم اشتغال درمانی صحبت می نماید. ابتدا بگذارید با یک روایت واقعی آغاز کنیم که نقل می نماید. او از شخصی به اسم ماریون. جی داگلاس صحبت می نماید. این فرد شاگرد دیل کارنگی بود. ماریون دختری پنج ساله داشت که به شدت او را دوست می داشت. در واقع این دختربچه را می پرستیدند. متأسفانه او را از دست دادند و از این بابت ضربه شدیدی خوردند. البته خداوند مدتی بعد فرزندی دیگر به آن ها داد که او نیز چند روزی بعد از تولد، جانش را از دست داد.

همین وقایع باعث شد تا روان آن ها حسابی به هم بریزد. طوری که نه شب ها می توانست درست و حسابی بخوابد و موقع بیداری هم مدام در حال غصه خوردن بود. به روایت خودش، انگار که روانش را بین یک منگنه گذاشته باشند؛ چنین حالتی داشت. البته خانواده آن ها یک پسربچه چهار ساله دیگر هم داشت. راهکار نزد همین پسربچه بود. روزی که این فرد توی خانه نشسته و داشت غصه می خورد، پسرش از او خواست که برایش قایقی بسازد. پدر حوصله نداشت، اما پسربچه ها خیلی سمج هستند و به این راحتی ها دست بر نمی دارند.

فرصت برای نگرانی نیست

خب، نکته را گرفتید؟ دیل کارنگی می گوید وقتی شما سرگرم کار هستید، نگرانی ها و بی قراری ها فرصت نمی نمایند به شما هجوم بیاورند. آن ها منتظر می مانند تا وقتی که اوقات فراغت از راه می رسند، به سمت شما می آیند. به همین دلیل در اوقات فراغت این همه فکر و خیال می کنید. موضوع بعدی هم این است که اشتغال درمانی صرفاً به مفهوم انجام کاری که درآمدی دارد نیست. می توانید هر کاری را که ارزش افزوده ای برای شما و خانواده و حتی اطرافیان و جامعه تان ایجاد می نماید انجام بدهید. این ارزش افزوده می تواند عاطفی یا اجتماعی یا علمی یا فیزیکی یا... باشد. در این صورت است که نگرانی ها و بی قراری ها از بین رفته و شما سرگرم زندگی می شوید.

نباید وقت خالی داشته باشید

روزی از چرچیل در اوج جنگ جهانی دوم که روزی 18 ساعت کار می کرد، پرسیدند: نگرانی خاصی نداری؟ گفت: این قدر سرم شلوغ است که اصلاً وقت برای نگرانی ندارم. به واقع رویکرد اشتغال درمانی همین امر را دنبال می نماید؛ به قدری ذهن شما و خود شما سرگرم باشید که فرصتی برای نگرانی و کسالت و خستگی و بی قراری و... نداشته باشید. این همان رویکردی است که دیل کارنگی، تحت عنوان ناتوانی ذهن بر تمرکز دوگانه از آن یاد می نماید.

یعنی ذهن شما در آن واحد صرفاً روی یک احساس تمرکز می نماید. اگر اشتیاق به انجام کاری داشته باشید، جایی برای نگرانی و استرس و کسالت نیست. اگر تمرکز روی کسالت و استرس و نگرانی داشته باشید، جایی برای کار و اشتغال درمانی نیست. به همین سادگی. روزگاری در آمریکا توصیه می شد که به سربازان از جنگ برگشته، که از شدت اضطراب دچار اختلالات اضطراب می شدند، برنامه ای داده گردد که عملاً هیچ وقت خالی برای آن ها نگذارد.

داستان آن 242 مورد

ماریون، سه ساعتی درگیر ساخت این قایق شد. در این چند سال، این نخستین سه ساعتی بود که او غصه نخورده بود، چون سرش گرم بود. ناگهان متوجه شد که باید چه کار کند. او درک کرد هنگام انجام کار هایی که احتیاج به نقشه و کوشش دارند، دیگر محلی برای غصه خوردن باقی نمی ماند. در نتیجه به گوشه کنار و خانه اش سرک کشیده و همه کم و کاستی های آن را شناسایی و لیست کرد. جالب اینکه طی دو هفته لیست او 242 مورد احتیاجمند اصلاح را شامل می شد.

به گفته خودش، دو سالی زمان برد تا قسمت اعظم این لیست را پیش ببرد. بله، 2 سال تمام. ضمن اینکه در این 2 سال، دیگر فرصتی برای نگرانی و غصه خوردن هم نداشت؛ به همین راحتی. ضمن اینکه با درک این راه چاره، وظایف اجتماعی و شغلی و محلی دیگری را هم برعهده گرفت و بیش از پیش خودش را سرگرم کرد؛ اتفاقی که باعث موفقیت های بیشتری هم برایش شد.

یک روایت واقعی دیگر

بگذارید این مقاله را با یک روایت واقعی دیگر تمام کنیم. دیل کارنگی می گوید که خانم و آقایی فرزند جوان شان را به خدمت نظامی فرستاده بودند. او هم به پرل هاربر رفته بود تا در عملیات شرکت کند. طبیعی بود که پدر و مادرش به شدت نگران باشند. اما مادرش سبک جالبی برای غلبه بر نگرانی یافته بود: من می دانستم که اگر مدام بنشینم و فکر کنم پسرم کجاست و الان جنگ آغاز شده و به عملیات رفته و زنده هست یا نه، کارم ساخته است. خودم را مشغول کردم. خدمتکار خانه را مرخص نموده و خودم کار ها را کردم.

ولی چون کار های خانه غالباً فیزیکی بودند، هنوز ذهنم آزاد بود. در نتیجه رفتم به یک مغازه و فروشندگی کردم. به قدری سرم شلوغ بود و مدام باید جواب مشتری ها را می دادم که فرصت برای فکر کردن به چیزی نداشتم. شب ها هم که بر می گشتم به خانه، سریع شام می خوردم و می خوابیدم؛ روی هم رفته نه وقتی برای نگرانی داشتم، نه از درد پا و خستگی و...، قدرتی برای این کار داشتم.

شیوه جالبی است، نه؟ شما هم تا می توانید سرتان را گرم کنید. ببینید خانه چه چیز هایی لازم دارد، کجا ها باید تعمیر گردد، چطور با بچه ها می توانید بازی کنید، چه هنر های جدیدی می توانید یاد بگیرید، نوازندگی و زبان خارجی و نقاشی و... را آغاز کنید، کتاب بخوانید، برای کار های خودتان رکوردگیری کنید تا هر روز بیشتر از قبل انجام شان بدهید و. این روش ها، رویکرد جالبی برای مقابله با نگرانی ها و بی قراری ها و آشفتگی های ذهنی ناشی از خانه مانی و قرنطینه های اختیاری هستند. چرا که نه؟

منبع: برترین ها

به "چگونه از نظر روانی با قرنطینه کنار بیاییم؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چگونه از نظر روانی با قرنطینه کنار بیاییم؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید